نمی دانم چگونه بگویم که دلتان پاک بسوزد . نمی دانم چگونه وصف جمالش کنم ، که

عقلتان پاک ببازد و جانتان تازه گردد .

نمی دانم به چه صورت دیدمش :
آنی در صورت طفل شیر خواره ای ،
آنی در صورت صنم زیبا و پری روئی ،
و آنی در صورت پیر زالی ، به پیری ھزاران ھزار سال ، به پیری آدم ،
 و آنی به صورت « من »

وآنی ھیچ نبود و جز من کسی نبود .

***********

آیا است ، است ؟
آیا ھرگز گل یاس از عطر خویش سر مست شده است ؟
آیا ھرگز خشخاش از مخدّر خویش نشئه گشته است ؟
آیا ھرگز فوتونھای نور بر خویش تابیده است ؟
آیا ھرگز بوته توت فرنگی میوه خویش را چشیده است ؟
آیا ھرگزعصبھای بینائی ، خویش را دیده است ؟
آیا ھرگز سلولّھای مغز انسان به خویش فکر کرده است
؟